عِطر شیرین خیال!

خرید بک لینک
تو در خاطر من ، همیشه حاضری ، در آمدو شدی و همیشه لبخند میزنی...یک حضور خیالی!

چند صباحیست برای خانهی خیالیمان ایوان خیالی ساخته ام.با پلههای آجری، که حواسم هست همیشه خیس خورده باشند. روی هر پله یک گلدان. شمعدانی، رز، بنفشه، سه تا صورتی و پنج تا سرخ. هر صبح که از کنارشان میگذری جان میگیرند. هر عصر قبل بازگشتنت به گلهای گلدان های خیالیِ ایوانِ خیالیِ خانهی خیالیِمان آب مینوشانم و از تو برایشان میگویم.آنقدر میگویم تا وقتی میبویمشان، مشامم پر شود از عِطر خیالیِ تو! عِطر تو، بوی خاک خیس خورده، بوی باران، بوی چمن، بوی یاس، بوی نزدیک شدن قدمهای مردانهات، بوی نرفتن، بوی لبخند، عِطرشیرین خیال!

گلهای خیالیِ خیالم، خیال پژمردن ندارند تا وقتی که مجال از تو گفتن برایم باقیست...

نامه های جودی-الهام...

ما را در سایت نامه های جودی-الهام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 58 تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 16:42

صفحه بندی