بابالنگ دراز من. امروز روز تو هاست. یعنی امروز روز بابا هاست. روزت مبارک مرد قوی. مرد دلیر. مرد عاشق.
الانی که دارم برات نامه می نویسم، هوا باد و توفان و نم نم بارونه. بوی خاک میاد. و من هنوزم در گیر اون فعل لعنتی ام. و من هنوزم زیاد زیاد اون لامصب دوست داشتنی عمیق و مهربون رو دوست دارم. و من هنوزم تنبل ترین دختر دنیام. صدای آزیر آمبولانس میاد و من نگرانم. نگران هرکسی که تو این اشوب بهاری ناخوشه.
خوش بحالت. که ناخوشیت فقط ناخوشی ماهاست. البته کم نیست. راستی به عمو جهانگیر بابای همیشه بهار همون همیشه بهار لامصب هم سلام برسون باباجانم. ببخش که هنوزم یه کارایی میکنم که ...آدم نمیشم. آدمم کن. عید شد. سال نو شد. ما سفر رفتیم پیش امام رضا. مشهد زلزله اومد وقتی برگشتیم و من دعا کردم براشون و کلی از زلزله ی تهران ترسیدم. درسای دانشگاه سخت شده و از همشون می ترسم. از خودم بدم میاد که هیچ فنی رو جز عاشق بودن و نوشتن بلد نیستم. درسامو بلد نیستم و نمره هام خوب نیستن. اینجا علاوه بر هواش یخرده اوضاعشم آشفته س. باید باشی، یعنی بمونی، پیشم. کنارم. برام.
به عمو جاهانگیر بگو هوای شازده کوچولوش رو داشته باشه. امروز تو اینستاش زد یه مدتی رو نخواهد بود. البته که داره. ولی نمیدونی که آدم دوست همیشه بهارش رو بسپاره دست کسی که زورش بیشتره خیلی می چسبه. دل آدم آروم میگیره. بابایی. کاش جوری بود بابا رو بغل میکردم بابا لنگ دراز. این داداش کوچولوت از کی اینقدر قد شد هان؟!!
سال نوت مبارک. راستی پیش امام رضا که بودم، برات نماز خوندم. نسیمش رسید به مشامت؟!
امضا: جودی- الهام
+ سه شنبه بیست و دوم فروردین ۱۳۹۶ | 17:20 | الهام |
نامه های جودی-الهام...ما را در سایت نامه های جودی-الهام دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 55