شرمنده ام. خودت میدونی چرا. عین یه بختک میمونه. و نمیدونم چیکارش کنم. میوفته به جونم. خیلی بده خیلی. و وقتی نیگام میکنی سرتو به طرفین تکون میدی و میری. ولی چون خوبی قهر نمیکنی باهام. ولی باور کن خیلی بدم. مگه نه اینکه برای اینکه هیچوقت بد نشی رفتی تا خوب بمونی! توجیه شاعرانه ایه! اما توجیهه و من خودم اینو میدونم. ولی جای شکرش باقیه که بعد از بد بودنم میشم یه آدم بدبخت شرمنده! این نکته ی مثبتی نیست؟!؟
منو میبخشی؟
به خدا میگی منو ببخشه و کمکم کنه؟!
تو بابای مهربونی هستی!پس پیشم بمون و نذار که بد باشم...
اه اعصابم خرد شد.
امضا: جودی- الهام مایوس از خود:(
نامه های جودی-الهام...ما را در سایت نامه های جودی-الهام دنبال میکنید
برچسب: زندگی نامه ی امام چهارم,
نویسنده:
بازدید: 50