نامه ی هفتم

خرید بک لینک
سلام بابا لانگ دراز خوبم:)

چطوری یا نه؟:))

من؟ من خوب نیستم.یه جورایی ام. بقیه میگن عاشق شدم:/ ولی فکر نکنم شایدم شدم. اوف. فقط میدونم خوب نیستم. عاشق کی بشم آخه. طرف اصلن روحشم خبر نداره تصویر چهره ش حک شده تو مخ تاب برداشته ی من. فردا امتحان آزمایشگاه فیزیک دو دارم. ازش بدم میاد. ولی باید باهاش کنار بیام و بندازمش از روزهام دور. خیلی دور. زجر کش شدم سرش. چقدر استادش اذیت کرد. داری میخندی؟ همه همیشه بهم خندیدن. تو هم بخند. کی عزیز تر از تو:) برام دعا میکنی که از پس درسی که هنوز هیچی نخوندم ازش بربیام دیگه؟!

ببینم تاحالا حسودی کردی؟ اونایی ک میرن بهشت حسودی هم کردن یعنی؟ من خودمو رها کردم تو بغل خدا. هرچی شد. بقیه هم خوش بگذرونن. چرا باید اصلن حسودی کنم. اتفاقای خوب دارن میان هرچقدرم از اومدنشون نامطمئن باشم به بودن تو و خدا که اطمینان دارم. پس هرچه باداباد...

امتحانا خیلی بده. چرا ازش لذت نمیبرم. استرس مرگبار...فقط باید تموم شن. همین. دستمو محکم بگیر. بهت احتیاج دارم.

امضا:

جودی- الهام متزلزل عاشق شده ی بیچاره ی طفلکی شما!

نامه های جودی-الهام...

ما را در سایت نامه های جودی-الهام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 1:28

صفحه بندی