دوست دارم یکی از این دوحالت اتفاق بیفته.یکی اینکه بیاد و بگه همه این مدت منتظر فرصت مناسب برای اومدن و موندن بوده و منم با آغوش باز بپذیرمش یکی اینکه همینطور دورادور دوست های همیشه بهار بمونیم وقتی که اون کنار دیگری خوشبخته و روز به روز خوشبخت تر میشه. و من منتظر اون موقعی باشم که بابا میشه و من ذوق میکنم و منتظر این بشم فسقل هاشو بغل کنم و براشون آرزوهای خوب کنم.
مسخره س؟ نه اصلا. من اونقدر زیاد دوستش دارم که فقط میخوام خوب باشه.بیشتر از این نمیدونم چه توضیحی راجع به اتفاقات قلبم بدم.هرچی که هست هیچ وقت از مه و تعلیق خوشم نیومده.حالتی که الانی گرفتارشم.کاش این همه تاروپود دلشو نمیشناختم حداقل. کاش هیچ کدوم از رفتاراش مبهم نبود. کاش یه اتفاق شفاف بیفته که عینهو نور خورشید پهن بشه تو این روزگار تا همه چیز گرم و روشن بشه:)
نامه های جودی-الهام...ما را در سایت نامه های جودی-الهام دنبال میکنید
برچسب: ای کاش عشق را زبان سخنی بود,ای کاش عشق را زبان گفتن بود,ای کاش عشق را,اي كاش عشق را زبان,ای کاش عشق,اي كاش عشق را,ای کاش عشقم,ای کاش ای عشق ظاهر هویدا,اي كاش اي عشق,
نویسنده:
بازدید: 35