اعتراف میکنم. اعتراف میکنم دوستش دارم. اعتراف میکنم به خاطره هاش پایبندم. اعتراف میکنم غمگینم از اینکه اونی که قراره بیاد ، اون نیست! اعتراف میکنم با تموم وجود میخوام که شبیهش باشه اونقدر که نه حتی بهتر! شبیه خودش. میدونم . من یه دیوونه ام. فکر میکنی یه آدم وقتی به مرز اعتراف کردن برسه چیه؟ درسته. درست یه دیوونه. اعتراف میکنم صدای ضبط شده ش رو که میشنوم حالم خوب میشه. هرچیزی که مربوط به اونه منو میخندونه. آرومم میکنه. در رابطه با اون حس میکنم آدم خوبی ام حتی اگه فکر کنم ازش پایین ترم. آهنگ بی کلام گذاشتم و خیره میشم تو شهر چشمای عکساش. چون دوسش دارم. این شهر چشمارو نمیشه فتح کرد. یکی از دلخواسته هام همیشه همین بوده. بفهمم کوچه پس کوچه ها ناپیداش به کجا میرسه. نرسیدم چون سهمم نبوده. خوش بحال اونی که سهمشه. اعتراف میکنم. به عشق اولم اعتراف میکنم. میگم دیوونه وار دوسش دارم ولی نمیگم میخوامش. تا وقتی نگه میخوادتم نمیگم میخوامش. اونقدر زیاد و بی اندازه دوسش دارم که براش حق انتخاب قائلم. میخوام که خوب باشه. خوشبخت. حتی،،،، در کنار کس دیگه ای. فعلن که کس دیگه ای در کار نیست به چشمهای عکسهاش زیاد نگاه میکنم و پرده های اشک چشمامو تند تند کنار میزنم. حتی یک لحظه رو هم نباید از دست داد!حالا که قرار به نشدن و نرسیدنه میسپرم دست خدا. سخته ولی باید بشه. منتظر یه روزی میشم که به قول بعضی ها به احساسات الانم لبخند بزنم و بقول کتی از حس و حال این روزام بنویسم و داستان دوست داشتن هام گل کنه...خدا خدا خدا خدا میشه از داغی این التهاب یه کمی کم کنی. کاش یخرده بارون بزنه.........
پی نوشت: حالا چطور باید یه متن راجع به یه مکانی که تو ذهنم خورده به اسم اون بنویسم و بغض نکنم. آب و آتش...اسمشم حتی آتیش میزنه به دل آدم. بعدشم پیوست متن جاده های خواجه امیری رو بفرستم همون قسمتیش که میگه واسه اینکه بشه بی تو یه کم آروم بگیرم به جاهایی که ازت خاطره دارم نمیرم....
نامه های جودی-الهام...
ما را در سایت نامه های جودی-الهام دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 49
تاريخ: پنجشنبه
25 خرداد
1396 ساعت: 1:28