ساعت چاهار صبح از خواب پریدم. تشنهم بود. ظاهرن تشنهی آب. پاشدم تو تاریکی, یه لیوان شیر و نصف بطری آبم رو خوردم. اما در واقع من تشنهی اون بودم که بازم خوابشو دیدم.بازم قشنگ میخندید و بازم حواسش بهِم بود.صفحهشو چک کردم دیدم یه عکس با همون بارونی بلند قهوه ایَش که من خیلی دوسش دارم و خیلی هم بهش میاد گذاشته. ساعت هفت صبحه و من شصت و چاهار بار لایکش کردم و میونهی بارون تندی که میاد دارم فکر میکنم چقدر خوبه که حداقل آدما میتونن باهم بودن رو تو رویاهاشون تجربه کنن...
ده فروردین نود و پنج نامه های جودی-الهام...
ما را در سایت نامه های جودی-الهام دنبال میکنید
برچسب: هوای دوست,هوای دوست داشتن,هواي دوست,هوای دوستی,در هوای دوست,شعر هوای دوست,هوای کوی دوست,دلم هوای دوست کرده,در هوای دوستان دیوانه ایم,هنوزم برف هوای دوست دارم,
نویسنده:
بازدید: 39
تاريخ: جمعه
19 شهريور
1395 ساعت: 16:43