نامه های جودی-الهام

متن مرتبط با «شعر هوای دوست» در سایت نامه های جودی-الهام نوشته شده است

هوای دوست

  • نیلوبلاگ

    ساعت چاهار صبح از خواب پریدم. تشنهم بود. ظاهرن تشنهی آب. پاشدم تو تاریکی, یه لیوان شیر و نصف بطری آبم رو خوردم. اما در واقع من تشنهی اون بودم که بازم خوابشو دیدم.بازم قشنگ میخندید و بازم حواسش بهِم بود.صفحهشو چک کردم دیدم یه عکس با همون بارونی بلند قهوه ایَش که من خیلی دوسش دارم و خیلی هم بهش میاد گذاشته. ساعت هفت صبحه و من شصت و چاهار بار لایکش کردم و میونهی بارون تندی که میاد دارم فکر میکنم چقدر خوبه که حداقل آدما میتونن باهم بودن رو تو رویاهاشون تجربه کنن... ده فروردین نود و پنج...

    ادامه مطلب