نامه های جودی-الهام

متن مرتبط با «ای کاش عشق را زبان سخنی بود» در سایت نامه های جودی-الهام نوشته شده است

ماجرای نامه ی دوم

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «نامه ی دوم» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بابای عزیزممن حالا میدونم شما کی هستی. شما کسی هستی که توی بهشتی. کسی که خیلی هم بلند بالا و قشنگی. خوشحالم که شما، بابالنگ دراز منی.بابای عزیز،من امشب دیدمش.همونطور که تو منو میدیدی. خیلی منتطرش شدم. خیییییلی. همش چشم دوخته بود...

    ادامه مطلب
  • آنچه باید درباره بابالنگ دراز عزیزم این یه نامه نیست،،، یه متن‌ه پر التهابه! بدانید

  • نیلوبلاگ

    موضوع «بابالنگ دراز عزیزم این یه نامه نیست،،، یه متن‌ه پر التهابه!» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. حالا که قرار به نشدن و نرسیدنه میسپرم دست خدا. سخته ولی باید بشه. منتظر یه روزی میشم که به قول بعضی ها به احساسات الانم لبخند بزنم و بقول کتی از حس و حال این روزام بنویسم و...

    ادامه مطلب
  • روایت تازه از نامه ی ششم

  • نیلوبلاگ

    در ادامه این مطلب، مهم‌ترین اطلاعات منتشر شده درباره «نامه ی ششم» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. به قول خودم که به آدم خوبای روزگارم همیشه میگم: روزگار بر وفق مراده؟!بابای مهربونم، اتفاقای جالبی در حال رخ دادنه.حس میکنم دارم وارد مرحله ی جدیدی از زندگی میشم. اونم در نقش دختری که دیگه دختر بزرگی شده و دنبال تجربه های تنهاییه، تجربه، ت...

    ادامه مطلب
  • ماجرای نامه ی هفتم

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «نامه ی هفتم» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. چطوری یا نه؟:))من؟ من خوب نیستم.یه جورایی ام. بقیه میگن عاشق شدم:/ ولی فکر نکنم شایدم شدم. اوف. فقط میدونم خوب نیستم. عاشق کی بشم آخه. طرف اصلن روحشم خبر نداره تصویر چهره ش حک شده تو مخ تاب برداشته ی من. فردا امتحان آزمایشگاه ف...

    ادامه مطلب
  • آنچه باید درباره نامه ی دهم بدانید

  • نیلوبلاگ

    موضوع «نامه ی دهم» در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. در این گزارش، جدیدترین اطلاعات و جزئیات منتشر شده را بررسی می‌کنیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.  امضا: جودی- الهام تو...

    ادامه مطلب
  • بابالنگ دراز عزیزم این یه نامه نیست،،، یه متنه پر التهابه!

  • نیلوبلاگ

    اعتراف میکنم. اعتراف میکنم دوستش دارم. اعتراف میکنم به خاطره هاش پایبندم. اعتراف میکنم غمگینم از اینکه اونی که قراره بیاد ، اون نیست! اعتراف میکنم با تموم وجود میخوام که شبیهش باشه اونقدر که نه حتی بهتر! شبیه خودش. میدونم . من یه دیوونه ام. فکر میکنی یه آدم وقتی به مرز اعتراف کردن برسه چیه؟ درسته. د...

    ادامه مطلب
  • هوای دوست

  • نیلوبلاگ

    ساعت چاهار صبح از خواب پریدم. تشنهم بود. ظاهرن تشنهی آب. پاشدم تو تاریکی, یه لیوان شیر و نصف بطری آبم رو خوردم. اما در واقع من تشنهی اون بودم که بازم خوابشو دیدم.بازم قشنگ میخندید و بازم حواسش بهِم بود.صفحهشو چک کردم دیدم یه عکس با همون بارونی بلند قهوه ایَش که من خیلی دوسش دارم و خیلی هم بهش میاد گذاشته. ساعت هفت صبحه و من شصت و چاهار بار لایکش کردم و میونهی بارون تندی که میاد دارم فکر میکنم چقدر خوبه که حداقل آدما میتونن باهم بودن رو تو رویاهاشون تجربه کنن... ده فروردین نود و پنج...

    ادامه مطلب
  • من بعد از یک بحران عجیب!

  • نیلوبلاگ

    سلام به منِ بعد از گذران بحرانم! سلام به تو الهام. سخت بود. ولی گذشت. گذشتن فعلیه که همیشه اتفاق میوفته. یه قاضیِ بی طرف. براش مهم نیست داره بهت خوش میگذره یا سخت یا داری یه فاجعه رو پشت سر میذاری! این توی ناخودآگاه توعه که لحظه ها واست زود میگذرن یا پر از کش و قوس و تنبلی! حدود یک ماه پیش درد همیشگی اود کرد. همونجا. هنوز دوسال پیششو یادمه .تیغ شماره ی یازده. درد. فریاد. و تمام. گذشت. نمیدونم لحظه هایی که میگذرن میل به بازگشت دارن یا نه .شایدم برنگشتن لحظه های تازه متولد شده میل به شبیه بودن به لحظه های گذشته رو دارن. اما چیزی که هست اینه که همشون میل به گذشتن دا...

    ادامه مطلب
  • ای کاش عشق را زبان سخن بود...

  • نیلوبلاگ

    گاهی فقط به دنبال یک دلیلی تا خودت را از خیل عظیمی از دغدغه ها و فکر و خیال ها راحت و سبک کنی.مثلا هزار جور احتمال و شاید میتونه سنگینی کنه روی تیک تاک ثانیه ها و نفستو بگیره.شاید اونم دوستم داشته باشه.شاید قراره که بیاد.تو هیچ وقت آدمی نبودی که ازش انتظار اومدن داشته باشی.تو آدمی بودی و هستی که فقط اونقدر برات مهم و ارزشمند و دوست داشتن بوده که خوب باشه. هرجا یا با هرکسی. اما این شاید ها این ابهام و این مه، خفه کننده تر از اون چیزیه که فکرشو کنی. دوست دارم یکی از این دوحالت اتفاق بیفته.یکی اینکه بیاد و بگه همه این مدت منتظر فرصت مناسب برای اومدن و موندن بود...

    ادامه مطلب